تبلیغات
شینه چت | - مطالب ابر دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید
 
یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده :

 دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم


دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم

 

 دانلود کتاب : یاس های خردلی
نویسنده: مهناز پارسا
زبان: فارسی
نوع فایل: PDF
تعداد صفحات: 144
حجم کتاب: 399 کیلوبایت
توضیحات:

اولین رمان مهناز پارسا، داستان یک زوج و ماجراهای آنها تا جدایی...

 

دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان سکوت تلخ | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان سکوت تلخ  | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : سکوت تلخ

نویسندگان : Elnaz Dadkhah و پانیذ میردار کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۳٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۳۲۹

خلاصه داستان :

این قصه قصه یه دختره دختری که وجودش پر از اتشه پر از اتش انتقام دختری که میخواد به هر طریقی شده انتقام بگیره و زهرشو بریزه حتی به قیمت از بین رفتن زندگیش اون هیچ ترسی نداره هیچی برای از دست دادن نداره فقط میخواد انتقامشو از زندگی بگیره . نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره.

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

روزنامه رو روی میز انداختم چشمم روی حروف بزرگ تیتر صفحه اول میلغزید. سرم درد میکرد دست هامو روی شقیقه هام گذاشتم و اروم فشار دادم لرزش عصبی دست هام کاملا مشهود بود با عصبانیت دندون هامو روی هم ساییدم باید اعصابمو کنترل میکردم سعی کردم چندتا نفس عمیق بکشم ولی فایده نداشت تیتر ها تو سرم تکرار میشد با بی حوصلگی از جام بلند شدم و روزنامه رو برداشتم به سمت اتاقم رفتم با قیچی تیتر اول و ماجراش رو بریدم در کشو رو باز کردم و بریده روزنامه رو روی انبوه زورنامه های دیگه گذاشتم. حس میکردم پرده ای از خشم جلوی چشم هامو میبنده داغه داغ بودم انگار حرارت تنم داشت خفم میکرد. با گام های عصبی خودمو به حموم رسوندم و رفتم تو حتی حوصله دراوردن لباس هامو هم نداشتم دوش اب سرد رو باز کردم و با همون لباس ها خودمو کشیدم زیر اب سرد. برای لحظه ای بدن داغم بر اثر تماس با قطرات سرد اب شروع به لرزیدن کرد سرمای اب کم کم به استخون هام نفوذ میکرد و از حرارت بدنم میکاست میتونستم لرزش فک و دندون هامو حس کنم چشم هامو بستم و سعی کردم سرما رو با همه وجود حس کنم.
صدای قدم های بلند و نفس نفس زدن های تند صدای ریزش اب و صدای بلند رعدو برق….خاطره ای نه چندان دور توی ذهنم سایه انداخت. به شدت چشم هامو باز کردم دوش اب سرد رو بستم تنم مثل یخ سرد بود لباس هامو گوشه ای از حموم انداختم و حوله بلندم رو پوشیدم و از حموم بیرون رفتم. یه راست رفتم تو اشپزخونه لیوانی رو تا نیمه اب کردم و دو قرص مسکن رو باهاش انداختم بالا تا شاید از سردردم کم بشه یه فنجون قهوه داغ برای خودم درست کردم و با همون حوله خودمو رو کاناپه انداختم. فنجون رو مقابل صورتم گرفتم گرمایی که از بخار قهوه به صورتم میخورد کمی ارومم میکرد عطر قهوه بهم ارامش میداد. جرعه ای نوشیدم گرمایش از دهان تا معده ام رو گرم و طعمش تلخیه دهانم رو تلخ تر کرد زیر لب گفتم:
- تلخ مثل زندگی
پوزخند سردی رو لبام نقش بست با احساس لرزشی چشمم به موبایلم افتاد که اسم نادیا روش خاموش و روشن میشد با بی میلی جواب دادم
- چیه؟
- سلامت کو؟باز مثل سگ پاچه گیر بد اخلاقی
- گیرم که سلام خب چیکار داری؟
- خوبی؟ منم خوبم تورو خدا خجالتم نده اینقدر حالمو میپرسی همه چی عالیه منم خوبم
- زنگ زدی لودگی کنی؟
- نخیر زنگ زدم به توئه بیشعور بگم خیلی خری که دو ساعته منو تو این سرما اینجا کاشتی اما نیومدی
تازه یادم اومد قرار بود برم ببینمش اه کوتاهی کشیدم و گفتم:
- یادم رفت
- همین؟ یه عذرخواهی کنی بد نیستا!!
- زنگ زدی که من عذر خواهی کنم؟






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان سکوت تلخ | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳)

نویسنده : Sanaz.MF کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۳٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۳۱۱ و ۱۹۴ و ۱۶۶

خلاصه داستان :

داستان در رابطه با سه نیمه جنِ، این سه نفر هر کدوم در یه نقطه در ایران زندگی میکنن… اما با گذر زمان متوجه نیرو و قدرت های ویژه ای در وجود خود میشوند… هر کدام از آن ها که متوجه قدرت خود میشوند با استاد آشنا میشوند و آموزش میگرند که چگونه این قدرت و کنترل کنن… این سه نفر به طور ناخداگاه با هم رو به رو میشوند… وقتی هر سه آنها نزد استاد میروند متوجه میشنود شخص چهارمی نیز در کار است… و اما این سه نفر مجبور به گشتن به دنبال شخص چهارم میشوند زیرا تا وقتی هر چهار نفر با هم نباشند قدرت هایشان کامل نمیشود ...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای اندروید (نسخه APK)

 

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای اندروید (نسخه APK)

 

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

قسمت اول:(نیلوفر)
یه بار دیگه با تمام قدرت تیغه های یخی رو به سمتشون پرتاب کردم ولی ازشون رد شد وبه صخره سنگی پشت سرشون خورد.
-اکه هی!
با بیچارگی به سپهر و آیناز نگاه کردم.اوناهم داشتن تمام تلاششون رو میکردن.
آینازهی فرت وفرت تند باد و گردباد واینجور چیزا میفرستاد وسپهر هم صخره میکند وپرت میکرد .ولی دریغ از یک اینچ جابه جا شدن.
آیناز:خاک تو گورم ! حالا چه غلطی باید بکنیم؟
سپهر درحالی که آروم آروم عقب میرفت با حرص گفت:اگه من اون فرزاد عوضی رو دیدم ! زندش نمیذارم ! مگه مرض داری وقتی بلد نیستی روح احضار میکنی؟ای خدا…
همون طور که عقب عقب میرفتیم یهو آیناز داد زد
آیناز: بچه ها اینا که جن نیستن!میتونیم قایم شییم.
ـ هر هر هر !همبرگر!اونوقت انیشتین جون فکر اونم کردی که تو این برهوت کجا قایم شیم؟
سپهر :ماشا الله هزار ماشا الله کورم که شدی نیلوجان! اینجا کوهستانه ! این همه سنگ گنده هست که میشه پشتش قایم شد مغز فندقی!
یه لحظه با خودم فکر کردم که چقد ماها باهم مهربونیم !!!خندم گرفت!
آیناز:باز خوبه من فکر میکردم فقط کوره نگو خلم شده من خبر ندارم.مرض به چی میخندی؟
همون لحظه چشمم خورد به تکه سنگی که روی سر آیناز معلق بود .سریع دستشو کشیدم که باعث شد بیافته روم وباهم نقش زمین شیم.پشت بندش سنگ همونجایی که آیناز وایساده بود محکم خورد به زمین
سپهر با دیدن اون صحنه با عصبانیت گفت :اینا هی دارن میان جلو تر اونوقت شما دوتا عین بز،عین مترسک مذرعه بابا بزرگ چراغ علی دارین بروبر به هم نگاه میکنین؟
آیناز:همه رو یه نفس گفتی؟تنفست تو حلق جی اف نداشتت.





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : بهشت اندازه ما نیست

نویسنده : (مهسا.ت)mahsa tanha کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۶ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۴۶

خلاصه داستان :

یاسی… زنی که انگار گذشته اش قرار نیست حالا حالا ها دست از سرش برداره… انگار قراره تا اخر عمر سایه اش رو سرش سنگینی کنه… انگار قراره تا همیشه و تا ابد تاوان اشتباهی رو بده که ۵ سال پیش مرتکبش شد… فکر میکرد ۵ سال قبل تاوانش رو داده و تمام اما گاهی شاید گذشته تا همیشه ادامه داشته باشه… و داستان با خودکشی همسرش شروع میشه… خودکشی که یاسی هیچ دلیلی نمیتونه براش پیدا کنه… و برگشت مردی از گذشته… مردی که بیشترین نقش رو تو اشتباهات یاسی و گذشته اش داشته… و با برگشت اون خاطرات نبش قبر میشن… خاطرات نبش قبر میشن تا رها هم به ایمان بفهمونه که برای برگشت دیره… تا بفهمونه دیگه راهی نیست...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

-یاسی خانم…یاسی خانم…عزیزم صدامو میشنوی؟…نگام کن
چشم از در نیمه باز حمام میگیرم ونگاهش میکنم
- بیا…یه کم از این اب بخور…ارومت میکنه
ارومم میکنه؟…مگه من چی ام شده؟…مگه نا آرومم؟!
نگاهم رو ازش میگیرم…من…حالم خوبه….فقط نمیدونم
نمی دونم اقای اصفهانی صاحبخونه وزنش مهراوه خانم تو خونه ما چیکار میکنن
نمیدونم اقای اصفهانی چرا انقدر مضطربه وهی راه میره وزنش سعی داره منو اروم کنه
نمیدونم توی حموم ما چه خبره که هم من زل زدم به درنیمه بازش و هم اقای اصفهانی
دائم میره سمتش واز لای در داخل حمام رو نگاه میکنه و با تاسف سری تکون میده و برمیگرده سمت اشپزخونه
و پشت به ما دستش رو میذاره روی چشمهاش و شونه هاش اروم میلرزن
و باز نمیدونم چرا احساس میکنم قلبمو توی اون حمام جا گذاشتم
میخوام از جا بلند بشم…اما نمیتونم…زانوهام…سست شدن…ضعف میرن
یه نگاه به خودم میاندازم…درست مثل ادمی شدم که انگار تازه بعد از ساعت ها از خواب عمیقی بیدار شده
کی مانتو تن من کرده؟…من که مانتو تنم نبود…من تازه رسیده بودم خونه…۵ دقیقه ام نمیشد…خرید هم کرده بودم…
سرده…چرا انقدر سرده…الان که وسط تابستونه این سرما دیگه از کجا پیداش شد…
بند بند استخوان هام انگار از سرما تیر میکشن….
((یاسی دوباره نشستی روی سرامیک ها…خوب خانم من کلیه هات سرما میخوره دوباره))
((مهرداااد!!!….تو دوباره بابابزرگ شدی؟!…خوب کیف میده به ادم))
((برای تویی که هیچ وقت بزرگ نمیشی…همیشه باید به جای شوهر بابابزرگ باقی بمونم))
من چرا اینجا نشستم…روی سرامیک های سرد…من…من داشتم چی کار میکردم…
مهرداد!!!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : وحشت با ارواح

نویسنده : سمیرا ۷۳ کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۶ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۶ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۹۴

خلاصه داستان :

رویا دختر جوانی است که به دلیل سفر مادرش برای شرکت در یک کنفرانس پزشکی و سفر برادرش به شمال کشور برای ساخت یک موزیک ویدیو مجبور می شود مدتی را با دوست خود تینا در خانه باغ قدیمی شان تنها بماند اما پس از مدتی اتفاقاتی که برای آنها می افتد موجب ترس و وحشت شان می شود و آنها را وادار می کند که به گذشته خانه باغ سفر کنند که آنها با واقعیتی تلخ و ترسناک رو به رو می کند…

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

من رویا قصددارم امروز داستانی را برایتان تعریف کنم که هنوز هم با یادآوری آن مو بر تنم سیخ می شود. داستان از یک شب گرم تابستانی شروع می شود. شبی که حدوداً یک ماه از نقل مکان ما(من،مامان مینو و رایان داداشم)به این خانه باغ که در یکی از دنج ترین وخوش آب و هوا ترین مناطق حومه شهر قرار داشت می گذشت. منطقه ای که خانه ما در آن قرار داشت اکثرش را ویلا ها و باغ ها تشکیل داده بود. منطقه ای که علی رغم دنج بودن بسیار کم رفت آمد بود و دلیل این رفت آمد کم نیز اتفاقاتی بود که در طی دوسال گذشته رخ داده بود که یکی از مهم ترین این اتفاقات گمشدن مرموز چند دختر و زن جوان(که یکی از گمشدگان همسر مهندس امیری –صاحب سابق خانه باغ ما- )در این منطقه بود. گمشدگانی که تا آن روزکوچکترین نشانی از آنها به دست نیامده بود و همین موضوع باعث اجتناب مردم از این منطقه شده بود. خانه باغ ما دارای یک باغ بزرگ که انواع درختان سربه فلک کشیده در آن کاشته شده بود و یک ساختمان به سبک معماری قدیم و البته کمی ترسناک و عجیب(که دلیلش را در طول داستان برایتان میگویم) خانه باغ ما را تشکیل می داد. من با وجود گذشت یک هفته از اقامت مان در آنخانه به محض تاریک شدن هوا من دچار ترسی عجیب می شدم آن شب هم برای کم کردن ترسم خودم را خواندن رمانی که به تازگی از اینترنت دانلود کرده بوده سرگرم کرده بودم. ساعت نزدیک ده شب بود که صدای ماشینی را از داخل باغ شنیدم کمی ترسم کم شد. کمی بعدصدای باز شد در سالن را شنیدم و بلافاصله صدای مامان مینو را که اسمم را صدا میکرد.
-رویا رویا؟
از جایم بلندشدم و به سمت در ورودی خانه رفتم. مادرم با دیدن من با تعجب به من نگاه کرد.
-چیزی شده مامان؟
-تو اینجایی؟پس چرا در زیر زمین رو باز کردی؟
-زیر زمین؟ من اونجا چیکار دارم؟
مادرم سری تکان داد و از ساختمان خارج شد و کمی بعد برگشت.
-تو چرا هنوزبیداری؟
-خوابم نبرد.چقدر دیر اومدین مامان؟
-موندم بیمارستان کارام رو سر و سامون بدم که این یه هفته که نیستم مشکلی پیش نیاد.
سری تکان دادم.
-فردا میرید؟چه قدر زود.
-آره.
-حالا چقدرطول می کشه؟
-نمی دونم اما احتمالاً یکی،دو هفته رو طول می کشه.






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : سوزنده تر از داغ عشق

نویسنده : س.ر کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۵۲

خلاصه داستان :

لعیا از همسرش علی جدا شده و یه پسر هفت ساله به اسم کسری داره که حضانتش رو به پدرش دادند و لعیا هفته ای دو روز میتونه پسرش رو ببینه ، به خاطر این مسئله خیلی ناراحته و افسرده تر از گذشته شده ، مدام دنبال راهیه که به طور کل حضانت پسرش رو بگیره و از طریق دوستش با وکیلی آشنا میشه که این وکیل کسی نیست جز ...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

عکس پسر هفت ساله اش را که در قاب زیبایی برایش لبخند میزد بوسید با بغض گفت : هر کاری میکنم تا برای همیشه برایم باشی …
دوباره بوسیدش ، روی میز کنار تختش گذاشت … شال سفیدی سر کرد ، چادرش را هم روی دستش انداخت ، کیفش را هم برداشت و از اتاقش خارج شد ، در حالی که به سمت اشپزخانه میرفت صدای برادرش را شنید که میگفت : دوباره چی شده ؟
- هیچی ، لعیا را که غمگین میبینم ، دلم ریش میشه !
- قربون اون دل ریش شده ات برم ، لعیا چرا غمگینه ؟
- به خاطر دوری از کسری ! بچه ام دلش خونه !
- چیکار میشه کرد مامان ، به خدا توی خونه هم ارامش ندارم ، دلم پیش شماست ، هر چی به لعیا گفتم باهاش بساز به گوشش نرفت ، حالا هم با این کارهایش ناراحتمون میکنه !
لعیا که پشت دیوار ایستاده بود ، دوباره به راه افتاد و گفت : من نمیخوام شما به خاطرم ناراحت باشید ، این برای صدمین بار !
ماهی خانم و صدرا به سمتش نگاه کردند و لعیا به سمت علی رفت ، با او دست داد و گفت : سلام ، خوش اومدی !
صدرا لبخندی زد و گفت : سلام عزیزم ، خوبی ؟
- ممنونم ، بد نیستم ! من نمیخوام برای من ناراحت باشید …
- مگه میشه ، تو خواهرمی ، عزیزمی … چطوری به خاطرت ناراحت نباشم …
- صدرا دوری از پسرم به اندازه کافی داغونم میکنه ، پش با ناراحتیتون بیشتر داغونم نکنید …
- تو که همین دیروز دیدیش !
نیشخندی زد و گفت :یه مادر هفته ای به بار بچه اش را میبینه ، آخه این انصافه ؟!
- من همه اینها رو دو سال پیش گفتم ، گفتی تحمل میکنی !
- نمیشه ، مگه تو میتونی از دخترت دور باشی …
- برای همین بود که میگفتم با علی بساز …
- اون هم نمیشد ، ازم میخواستی کسی را تحمل کنم که ازش متنفر بودم !





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : تیدا زاده نور یا تاریکی؟

نویسنده : EVRINA کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۷٫۵ (پی دی اف) – ۰٫۶ (پرنیان) – ۱٫۲ (کتابچه) – ۰٫۵ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۶۸۲

خلاصه داستان :

عظمت و شکوه نیاکانمان بر کسی پوشیده نیـست ، بارها و بارها ، از حکمـرانی حـق و حقیـقت پادشـاهی نیاکانمان شنیده ایم و نشانه هایش را در ستون های قد علم کرده پــارسـه (معروف به تخت جمشید) به چشم دیده ایم .
تیدا هم مثل تو ! .. مثل ما ! … حتی نزدیک تر از هر کسی به نسل ما ! .. هویتش را جایی جا نگذاشته که بخواهد پیدایش کند ! … فقط نیازش به مــرور است و یــاد آوری !
اینجا بحث قانون و حق و عدالت نیـست ! حرف از ذات است و هویــت !
تیدا با مرور همه صفحات تاریخ خــاک خورده ، این عظمت را به چشم می بیند و معجزه وار به واسطه دروازه ملل ، به بهشتی موعود وارد می شود ، اسطوره های نامی سرزمینمان به پیشوازش می آیند و قطار حوادث با سرعت به سمتش ، مهربانی و عطوفت پادشاهی از خاندان پارسیان مجذ وبش می کند و این بار وجود پر عدالت دنیای پرشکوه نیاکانمان را تصدیق می کند .
حقیقت آنجاست … و عشق هم ! … فارق از تمام بایـدها و نبایـدها ، این عشق را مـی پذ یرد … اما مگر